همثانیه-------------------------همثانیه
 
از خدا می خواهم اینجا سرای نشاط و امید باشد خوش آمدی

بر اساس واقعیت نقل شده

 شخصی کرد زبان که اسمش حسین  و اهل کلات بود ،  بنایی می کرد و میانسال بود .از بالای دار بست  افتاد و کمرش ضربه خورد و ناقص شد ، به زحمت  با عصا راه می رفت و از کار بیکار شد

هر چه معالجه کرد، نتیجه نداد.

پس از شش ماه به او گفتند:اگر به مشهد بروی و از امام رضا علیه السلام شفا بخواهی، خوب می شی.

بالاخره او را با قاطر به مشهد بردند و وارد حر م شدند .وقتی به صحن سقاخانه رسید ،با دو عصای چوبی به زور راه می رفت تا رسید به یکی از دربانهای حرم

حسین کرد بیسواد، فکر می کرد امام رضا ع شخصی زنده است که در یکی از اتاقهای حرم هست و او می تواند ایشان را ببیند

به دربان گفت: حضرت رضا ع کجاست؟ من از کلات آمده ام ،می خوام آقا رو ببینم .با ایشون کار دارم

دربان که فهمید این کرد کلاتی، آگاهی ندارد، با خودش گفت او را دست بیندازم و اذیتش کنم و با حالت تمسخر به یکی از مناره ها اشاره کرد و گفت :آقا آن بالاست

مرد کرد صاف و ساده ،گفت:چطور برم اون بالا؟

دربان ؛درب پله های مناره  رو نشون داد و گفت :باید وارد این در بشی و از  پله ها بری بالا.

مرد کرد، به طرف درب  مناره رفت و با زحمت زیاد از پله اول و دوم بالا رفت و همینکه خواست با اون عصا ها از پله سوم بالا بره ،از آن بالا صدایی شنید که می فرمود: حسین بالا نیا ،برای تو زحمت دارد ،ما پایین میاییم

آقا امام رضا علیه السلام ،پایین تشریف آوردند.

حسین از دیدن آقا خوشحال شد و سلام کرد ،آن حضرت پس از جواب سلام، با لهجه کردی فرمود: حسین چه کار شده؟

حسین عرض کرد :شش ماه است که از کار افتاده ام ،حالا آمده ام تا مرا شفا بدید.

آقا امام رضا ع دستی به کمر حسین کشید ،درد کمرش برطرف شد ، عصاهایش افتاد و راحت روی پاهایش ایستاد و کمرش راست شد

حضرت برای احترام به مهمان، چوبهای عصا را برداشت و به دست حسین کرد کلاتی داد و به او فرمود :برو به سلامت و هر چه دیدی به آن  دربان بگو

حسین از پله پایین آمد ، به طرف دربان رفت و هنوز از قضیه خبر نداشت و عصاهایی که قبلا زیر بغل می گرفت ،در دستش بود

دربان با دیدن او تعجب کرد و قضیه را پرسید .حسین قصه را گفت و  به خاطر راهنمایی از دربان تشکر کرد و گفت خدا پدرت را بیامرزد که مرا خدمت امام فرستادی و رفت

دربان در حالیکه بر سر خود می زد به طرف پله ها دوید......

شما چی می گی ؟من می گم :

امام رضا قربونت برم میخوام بیام نظر کنی تا خوب بشم

اللهم ارزقنا زیارة علی بن موسی الرضا علیهما السلام


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠ توسط علی پورطالبی
تمامی حقوق مطالب برای همثانیه-------------------------همثانیه محفوظ می باشد