همثانیه-------------------------همثانیه
 
از خدا می خواهم اینجا سرای نشاط و امید باشد خوش آمدی

 

 

سلام

گذشت اما باید دوباره شروع کرد

دوست دارم سکوت را فریاد کنم

چرا؟

همیشه برای چند سانت معده و سیستم گوارش ساعت ها مطالعه می کنیم

مواظبیم که نکند مسموم شویم

چشمان دنبال تاریخ مصرف خوراکیها می گردد

به شرکت و مارک حسابی گیر می دهیم

بسته بندی باید استاندارد باشد

فروشگاه و فروشنده باید  پاستوریزه باشد

کی و چرا و چگونه بخوریم

اما و اما و هزار اما که

نوبت خوراک گوش و چشم و فکر که می رسد

هیچ فیلتر ی

هیچ توجهی

هیچ تاریخ و تولید و شرکتی

هیچ فروشنده ای را در نظر نمی گیریم

مهم نیست مسموم است یا نه

مهم نیست پاستوریزه است یا نه

مهم نیست چه بلایی بر سر معده روح می آورد

یادمان باشد که معده را می شود شست

اثرش زور گذر است

فوقش چهار روزی بیمار می شوی تمام

اما

آیا هرگز می شود فکر را از دیدنی ها شست

و از شنیدنی کی می شود خلاص شد؟

چقدر احمق کسی که ادعا ی فهم و شعور می کند

و از بهداشت بد مغازه بینی اش را می گیرد و فرار می کند

اما به راحتی شیلنگ هر صدایی را د ر گوشش فرو می کند

هر تصویری را به در آغوش چشمش راه می دهد

کمی به هوش باشیم

نگرانی هم کمی بد نیست

فیلتری برای چشم

برای گوش

دیوانه منم که باید دیگران به فکر من باشند اما خودم

به زور از چشم دیگران فرار کنم برای فرار از آرامش

یادمان باشد ..............


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٧ آذر ۱۳۸٩ توسط علی پورطالبی
تمامی حقوق مطالب برای همثانیه-------------------------همثانیه محفوظ می باشد