همثانیه-------------------------همثانیه
 
از خدا می خواهم اینجا سرای نشاط و امید باشد خوش آمدی

توی سوپرمارکت ( همون بقالی ) ایستاده بودم
مردی نزدیک به شصت و پنچ سال سن داخل شد و من به احترام بزرگتر به فروشنده که از دوستان بود گفتم اول آقا رو راه بیانداز
مرد گفت آقا یه کنسرو ماهی خوب بده

دوستم یه کنسرو گذاشت روی میز و گفت بفرمایید

مرد: چند شد ؟

دوستم: سه هزار تومن

مرد که انگار خیلی وقت بود خودش خرید نکرده بود گفت:
اووووووووووووووه چه خبره .خدا بیامرزه شاه رو اون زمون ماهی می خریدم دونه ای بیست تومن (البته کسایی که نمی دونن بدونن همون موقع مزد کارگر روزی هفت تومان بود)
منم همراهیش کردم و گفتم خدا همه اموات شما را بیامرزه .اون دنیا با هم محشور شین
او هم تشکر کرد

دو نکته:
اول  اینکه حرف برای زدن زیاده ولی بیایید کمی فکر  کنیم .
دوم اینکه اون بسیجی که قبل انقلاب هم شکنجه شده بود توی زندانهای عراق کتکش می زدن می گفتن بگو مرگ بر رهبرت.....  او جان داد و شهیدشد ولی امام و انقلاب و اعتقادش رو رها نکرد حالا ما به یک کنسرو یا هر چیزی چه می خریم ؟ .حالا ما با کمی جنگ اقتصادی دشمن بریده ایم؟

مخالف باشی یا موفق نظر حق شماست می خونم


نوشته شده در تاريخ جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱ توسط علی پورطالبی
تمامی حقوق مطالب برای همثانیه-------------------------همثانیه محفوظ می باشد