همثانیه-------------------------همثانیه
 
از خدا می خواهم اینجا سرای نشاط و امید باشد خوش آمدی

اگر در زندگی احساس نشاط و لذت نمی کنیم

شاید حواسمان نیست که زنده ایم

شاید نمی دانیم که چقدر می توانیم مفید باشیم

شاید مقصدی برای کبوتر احساسمان نیافته ایم

شاید به محبوب بودن فکر نکرده ایم

شاید توانمندیهای خود را نمی بینم

شاید به جای خود به دیگران و مسیر آنها خیره شده ایم و در این صورت یا مغروریم یا حسود

شاید حواسمان نیست چه کسانی دوستمان دارند

شاید بدون مقصد به دور خود می چرخیم

شاید هزار شاید دیگر هم باشد که شاید بیشتر آنها درست باشند

انسانهایی که هدفمند نفس می کشند گویا هرگز و لحظه ای احساس خستگی و افسردگی نمی کنند

بیایید هدفمند شویم

بیایید به بهترین خودمان فکر کنیم

به زیباترین خودمان بیندیشیم

زیباترین تابلو نقاشی، از خود بکشیم

چقدر ما می توانیم

چقدر دنیا می شود با ما زیبا تر شود

چقدر دلها ،با ما و با دیدن ما و با شنیدن ما شاد میشود

تو ،بزرگترین هدیه خدا به خودت هستی

تو زنده ای و فرصت زیبا بودن داری ،با همه آنچه خودت داری

چه دستهایی که در انتظار دستهای گرم و مهربان توست

چقدر فرشته ها با دیدن خوبی تو حسرت انسان بودن دارند

چقدر شیطان ها از اراده محکم تو عصبانی هستند

دنیا التماست می کند و تو به او محل نمی گزاری

سختی ها ،از استقامت تو به زانو در آمده اند

راستی تو اشرف مخلوقاتی

چقدر فرصت زندگی ،زیباست .بیا هدفمند شویم

از خود بهترین تابلو نقاشی را بکشیم

و ربیع الاول پیامبر برای همین آمد

تا در قلبت خودت و خدای خودت را بیابی

قربانت و بوسه باران باد نفسهای خدایی شدنت

برایم یک هدف زیبا بنویس

با همین موضوع چند لینک و مطلب از سایتهای مختلف در ادمه مطلب می ذارم استفاده کنید

 


1-هدفمندی در زندگی http://www.centralclubs.com/topic-t40075.html

چرا زندگی را یکنواخت وتکراری میدانیم؟چرا حضور در محل کار برای بسیاری فقط به اجبار داشتن درآمدی برای رفع نیازهای ضروری است؟چرا در صفها و ترافیک بی حوصله هستیم هر کاری را با عجله انجام میدهیم وفقط بدنبال رفع مسوولیت هستیم؟چرا گاهی فکر میکنیم زندگی پوچ وبی معنی است؟چرا اعتماد به نفسها اینقدر کم شده است؟
بسیار مهم است که در برابر مسائل ذهنی و روانی که برایمان پیش می آید چرایی قرار دهیم.اگر بدانیم که عمده مشکلات –رخوتها –نا شادکامیها –بیماریهای مهم وشایع روانپزشکی مانند استرس و افسردگی وبدنبال آن خود بیمار انگاریها و ادامه این چرخه معیوب و مشکلات ناشی از آن به یک نقطه می رسد:اینکه برای زندگی خود هدفی نداریم.

کسی که میداند چه میخواهد –تلاشهای خود را متمرکز نموده –از وقت خود بهره میبرد-به دیگران فایده میرساند و انرژی زیادی در خود حس میکند وآنرا به دیگران نیز می بخشد.
بی تردید در محل کار –در مدرسه –در جمعهای خانوادگی افرادی را میشناسید که بودن با آنها شما را با آرزوها و رویاهای کودکیتان آشتی می دهد-دوباره به تلاش وبهبود زندگی خود ودیگران فکر میکنید. ودر نقطه مقابل انسانهایی هستند که همکلام شدن با آنان جز بر احساس پوچی ودر ماندگی وگرفتاری در یک محیط خشن و خطرناک که باید در آن آهسته بروی که گربه شاخت نزند نمی افزاید.
بنظر میرسد که افراد دسته اول چه بدانند وچه ندانند در زندگی هدفی را دنبال می کنند-هرچند این هدف در نظر فلاسفه وسختگیران هدفی ناچیز باشد ودسته دوم تصمیم گرفته اند بدون هدف و تنها با انتظار پایان همه چیز گذران ایام نمایند.شما جزو کدام دسته هستید؟کدام روش را انتخاب می کنید؟
ساده ترین والبته منفعلانه ترین راه این است که در عین نادانی نسبت به هدف آفرینش و اینکه خود میتوانی برای زندگیت تعیین هدف کنی-فقط به انتقاد از دنیا و مافیها بپردازی وژست آدمی همه چیزدان را نیز بگیری .ممکن است عده ای افراد بی هدف و مستعد افسردگی نیز سخنانت را تایید نمایند و کم کم باورت شود که حق با توست.و بیشتر در لاک خود فرو روی.

اما میتوانی گذری هم به گذشته خود بزنی –زمانی که کودکی رو راست و صادق و با شور و شعف بودی –وقتی که از تو می پرسیدند می خواهی چکاره شوی با امید و اشتیاق فراوان از آرزوهایت می گفتی-دیگران را به وجد می آوردی-لبخند شادی را بر چهره پدر ومادر خود می نشاندی –آن موقع تصویری مبهم از هدف خود داشتی ولی کم کم آنرا در جو اجتماعی که در مدرسه و محیط زندگی وجود داشت فراموش کردی در عین حال فکر کردی که از سوی خداوند بزرگ فراموش شده ای.در حالی که هرگز چنین نیست تو فقط خود را بیاد بیاور و آن صندوقچه استعداد و هوش و اراده وهدفمندی که خداوند به تو ارزانی داده باز کن.ببین زندگی تو چگونه متحول میشود .
داشتن هدف روشن –ارزشمند وچالش برانگیز وهمراستا با فطرت پاک و روشن الهی –خود منشا جوشش ونشاط است.این موضوع زندگی را با معنا میکند-احساس میکنی دوباره در مدرسه ای هستی که باید یاد بگیری و بخوانی و بنویسی و تلاش کنی تا از امتحان سربلند بیرون بیایی با این تفاوت که این بار مدرسه
بسیار بزرگتر –زیباتر -متنوع تر با آموزگاران بی نظیر تر می باشد.

هر زمان که روز –هفته –ماه یا سال خود را هدفمند شروع کنی-و احساس کنی میتوانی منشا اثر باشی تمام وجودت اعم از تواناییهای ذهنی –روانی وجسمی در یک راستا قرار گرفته وبا هماهنگی وتمرکز این نیروها حرکتی قدرتمند و زیبا بسمت آن هدف را آغاز میکنی-در این راه هرچه هدف ارزشمندتر وبر پایه شعور نیک بشری باشد یاری ونصرت الهی را بیشتر حس خواهی کرد وامید وارتر وبا شور وشعف بیشتری قطعات پازل زندگی خود را به زیبایی خواهی چید ودر نهایت از تصویر رنگین و جذابی که برای حیات خود ودیگران خلق نموده ای لذت خواهی برد.

اثرات اجتماعی هدفمندی افراد: وجود نشاط اجتماعی –افزایش سرعت پیشرفت جامعه وکشور-اثر مثبت بر زندگی اعضای خانواده –دوستان و نزدیکان و همکاران-کاهش افسردگی اضطراب وبیماریهای روانتنی-افزایش محبت بین مردم از طریق انتخاب اهداف ارزشمند و مفید برای خلق خدا- افزایش ثروت ودانش فرد وجامعه و کشور ودر نهایت کل بشریت –امکان بروز استعدادها خلاقیتها و آسانتر شدن زندگی –کاهش حضور در دادگاهها وکلانتریها بعلت اختلافات و مشاجرات بین افراد ناشی از محدود دیدن زندگی و............

اما انتخاب هدف –خود شرایط و نیاز به مهارتهایی دارد که گاه ما نسبت به آن مسلط نیستیم.در ادامه به برخی از نکات مهم اشاره میکنیم:

1-اهداف خوب بوسیله پرسشهای خوب مبنی بر اینکه چه کنیم تا ..................؟تعیین میشود.این سوال میتواند از موضوعات بسیار کلی تا جزیی –و بسته به آنچه در مورد خود میدانیم باشد.بعنوان مثال یک سوال کلی مانند اینکه چه کنیم تا زندگی بهتری برای مردم خلق کنیم؟ یک سوال متوسط چه کنیم تا یکسال آینده یک زبان خارجی را در حد مطلوب فرا گیریم؟ویک سوال جزیی چه کنیم تا محیط کارمان زیبا و دلپذیر تر شود؟

2-در مرحله بعدی اهداف باید:
الف-بصورت واضح وشفاف بیان شود
ب-قابل اندازه گیری باشد.
ج-قابل دستیابی باشد(تحقق آن بیش از همه به خود ما بستگی داشته باشد)
د-واقعی باشد و ناشی از خیال پردازیهای توهم گونه نباشد.
ه-به موقع باشد و برای رسیدن به آن زمان نیز تعیین شود.

3-اهداف خود را به روشنی بتوانیم تصور کنیم و بدانیم که در صورت رسیدن به آنها چه تغییراتی در زندگی –احساسات و افکار ما بوجود می آید-برای اینکار سوالات بسیاری در مورد سرانجام –نحوه رسیدن –علت انتخاب هدف و....از خود بپرسیم تا همه چیز را در مورد هدف بدانیم هر چه وقت بیشتری در این مرحله صرف کنیم-تعهد برای رسیدن به آن هدف بیشتر میشود.

4-اهداف با ارزشها –باورها و فطرت ما هماهنگ باشد.در غیر اینصورت ضمیر نا خود آگاه مانع از تلاش برای رسیدن به آن میشود.

5-برای پایبندی بیشتر به تحقق اهداف خود را در مقابل خداوند –آنان که دوستشان داریم وخودمان متعهد نماییم.
6-تا آنجا که ممکن است اهداف خود را با رنگها –جملات –موسیقیها وخاطرات ورویاهای خوب و جذاب تلفیق نماییم تا باور قطعی برای ما ایجاد شود که رسیدن به آن هدف تمام این زیباییها را بهمراه خواهد داشت.
7-در برخی افراد که دوران بی هدفی طولانی تر ویا شدیدتری داشته اند بهتر است از اهداف جزیی تر شروع نمایند تا با لمس فوائد هدفمندی –توانایی آنان برای جستجو و تلاش برای رسیدن به اهداف بزرگتر تقویت گردد.
8-همیشه بیاد داشته باشیم که بیهوده وعبث خلق نشده ایم-فقط باید نقش و رسالت و هدف زندگیمان را کشف کنیم و در راه آن بکوشیم. شاید تمام راز –فلسفه و مفهوم زندگی این باشد.

9-کتب زیادی در زمینه هدف گذاری و هدفمندی نوشته شده که بهتر است یک یا چند کتاب از این گروه را مطالعه فرمایید.یکی از بهترین کارها برای هدفمندی مطالعه زندگی انسانهای بزرگ وموثر است-دیگری همنشینی با انسانهای موفق و هدفمند و دوری کردن از کسانی که بی هدف زندگی را می گذرانند و دائما در حال خواندن آیه یاس می باشند.در هر حال اگر می خواهید به انسانهای هدفمند و موفق تبدیل شوید باید در شیوه زندگی  و تعامل خود با دیگران تغییر ایجاد نمایید.

10-و در نهایت با برنامه دست بعمل بزنید-تمام این گفتارها وتاثیرات آن زمانی  نتیجه خود را نشان میدهد که کاری انجام دهید. از اشتباه نترسید وانگ شکست وناکامی بر نتایج اولیه ای که ممکن است با تصورات ما جور در نیایید نزنید.بلکه آنها را تجربه ای برای حرکت استوار تر بدانید.

  موفق باشید                                                           دکتر فرخ افتخار

 

2-

 
هدفمندی در زندگی ، چراغ راه موفقیت

نویسنده: عظیمی مروی
 
 اگر در برابر این پرسش قرار بگیرید که هدفتان در زندگی چیست، با کمی تامل می گویید رسیدن به کمال، البته این ایده آل ترین پاسخ ممکن است؛ اما مشکل این جاست که این هدف غایی است و تا رسیدن به آن باید اهداف کوچک تری را مدنظر قرارداد. بسیاری از افراد در زندگی هدف مشخصی را دنبال نمی کنند و همین امر آن ها را سردرگم و افسرده و مضطرب می کند. خوب است بدانید طبق تحقیقاتی که در دانشگاه «استین فورد» آمریکا انجام شده است ۹۷ درصد مردم جهان از نداشتن هدف در زندگی رنج می برند.

 

هدف وخیال

 

نه فقط تعداد زیادی از مردم هدف ندارند، بلکه عده ای هم که فکر می کنند هدف دارند در اشتباه هستند، زیرا تنها در خیال سیر می کنند.

حجت الاسلام دکتر احمد قلی زاده عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به این که خیال در ذات خود خوب است، اما نکته منفی توقف در آن است، مراحل مثبت تبدیل خیال به عمل را به مهر این چنین توضیح می دهد: انسان ابتدا در عالم خیال موضوع را به تصویر می کشد بعد آن را تبدیل به فکر می کند و سپس به خواسته می رساند. بعد از آن اشتیاقی سوزان در وی ایجاد می شود که موجب حرکت می شود. وقتی حرکت انجام شد، انعطاف نیاز است تا نتیجه حاصل شود. علاوه بر این ها هدف گذاری بسیاری از افراد در زندگی ناقص است. بنابراین زندگی را می گذرانند بدون این که کاری انجام دهند.

حتما در زندگی افراد زیادی را دیده اید که می خواستند کارهایی را انجام دهند اما نتوانسته اند و دو واژه «ای کاش» و «اگر» را زیاد به کار می برند.

مسئول بخش روانشناسی موسسه آموزش عالی اخلاق و تربیت در پاسخ به این سوال که چاره چیست ، می گوید: یکی از مباحث مهم در این جا مسئولیت پذیری است. افکار منفی زیادی در ذهن ما انسان ها وجود دارد که باعث می شود هدف گذاری ما درست انجام نشود، به طور مثال در جامعه دینی بسیاری از افراد دوست دارند متدین باشند ولی گاه دچار لغزش ها و خطاهایی می شوند که آن را به پای شیطان می گذارند.

اغلب انسان ها دوست دارند در اتفاقات مختلف نرسیدن های خود را توجیه کنند مثلا می گویند «نشد که من دیندار باشم چون خانواده ام اهل دیانت نبودند» یا «من از لحاظ مالی قوی نبودم چرا که وضع اقتصادی بحرانی است.» در حالی که تمام این موارد فقط توجیه است. یکی از گرفتاری های بزرگ جامعه ایرانی در «نرسیدن ها» توجیه است.ما همواره عادت کرده ایم که خود را قربانی حوادث روزگار نشان دهیم.

 

هدف گذاری و موفقیت

موفقیت در زندگی نتیجه هدف است و انسان بدون هدف مسیر رسیدن به موفقیت را در طول زندگی گم می کند. دکتر بنفشه غرایی روان شناس بالینی و عضو انستیتو روان پزشکی تهران با اشاره به این که اهداف ممکن است بلند مدت، میان مدت و یا کوتاه مدت باشد، به خراسان می گوید: وقتی هدف وجود داشته باشد، انرژی انسان به بهترین نحو مصرف می شود زیرا فرد صبح که از خواب بیدار می شود می داند باید دنبال چه کارهایی باشد و چه وظایفی برعهده دارد. حتما دانشجویانی را دیده اید که به هنگام تحصیل کمتر سردرگم و نگران هستند زیرا برنامه مدونی ظرف چند سال تحصیلی دارند و به اصطلاح تکلیفشان مشخص است.

آن چه درباره این موضوع بسیار مهم است این است که بسیاری از افراد در تعیین اهداف مشکل دارند، یعنی اهدافشان مطابق شرایط و مقتضیات زمانه نیست. وقتی هدفی بیش از ظرفیت  و توانایی فرد باشد، ناکامی به سرعت خود را نشان می دهد و فرد احساس ناتوانی و ناامیدی می کند.از طرفی اهداف نمی تواند فقط درونی باشد و عوامل محیطی روی آن ها تاثیر نگذارد. بنابراین فرد به هنگام تعیین هدف باید نقش عوامل محیطی را بسنجد و در بهترین شرایط ضریبی را برای نرسیدن به هدف در نظر بگیرد. دکتر غرایی با بیان این نکته که تخیل ، خلاقیت ما را بالا می برد و کسی که قوه تخیل ندارد، خلاقیتی هم ندارد تاکید می کند: در رویا انسان کمی فراتر از واقعیت پرواز می کند و می توانند جنبه هایی از زندگی را ببیند که دیگران نمی توانند ببینند.

نکته این جاست که این رویا برای پیوستن به واقعیت باید با آن سازگاری پیدا کند. به همین دلیل رویای خام در تعیین هدف به تنهایی کارساز نیست بلکه باید با واقعیت موجود سنجیده شود و به صورت یک فکر خلاقانه به ظهور برسد. بیشتر پیشرفت های امروزی ما از یک رویا آغاز شده است، رویایی که در ابتدا عملی شدن آن ناممکن بود اما ذهن خلاق انسان توانست آن را به صورت عملی اجرا و از آن استفاده کند. به هنگام تعیین هدف باید به گونه ای برنامه ریزی کنیم که توان پیش بینی بالاتر برود. هر قدر بهتر بتوانیم پیش بینی صحیح تر و بهتری از موقعیت خود در مسیر رسیدن به هدف داشته باشیم، بهتر در این مسیر گام برمی داریم.

دکتر قلی زاده نیز با اشاره به این که ترس مانع بزرگی در راه رسیدن به اهداف است، تأکید می کند: چاره کار این است که مسئولیت پذیر باشیم و بپذیریم که خودمان زندگی را می سازیم و خودمان هستیم که تصمیم می گیریم.

 

انسان، به مثابه مانع

مجموعه سخنان گوهربار پیامبر اکرم(ص) و امیرالمومنین(ع) نشان می دهد که خداوند انسان ها را برای رشد آماده کرده است. حجت الاسلام قلی زاده ادامه می دهد: این بزرگواران بارها فرموده اند که این شما انسان ها هستید که مانع رشد خودتان می شوید و اگر بر اساس اسلوب حرکت کنید ، محال است که موفق نشوید اما متأسفانه ما انسان ها علم کافی نداریم و از سویی استقامت هم در ما وجود ندارد یعنی به محض این که به اولین مانع برخورد می کنیم، از رسیدن به هدف باز می مانیم.

ذکر ۲ نکته در این جا ضروری است، اول آن که به خود و انتخاب هایمان باور نداریم و دوم این که بیشتر ما در گذشته سیر می کنیم و می پنداریم گذشته ای که داشته ایم قدرت حرکت در آینده را از ما سلب می کند. در صورتی که گذشته تأثیر زیادی بر آینده ندارد و فقط تجربه ای از شکست ها و ناکامی ها می گیریم تا دوباره مرتکب آن نشویم. گذشته همچون موجی است که به فاصله زیاد پشت سر قایق ایجاد می شود تأثیری در حرکت رو به جلوی قایق ندارد. زندگی ما انسان ها هم همین طور است. پشت سر مواج اما جلوی رویمان آرام است در حالی که همه فکرمان مشغول موج پشت قایق است و از دریای آرام پیش رو غافل هستیم.

 

راهکارها

آگاهی، مسئولیت پذیری، واقع بینی، مهارت و تجربه کافی و راهکارهای مناسب، از جمله اصول مهمی است که در هدف گذاری تأثیر دارد. هدف باید روشن و خاص باشد و در زمان مشخصی دنبال شود و از طرفی باید قابل اندازه گیری باشد تا بتوان دریافت پیشرفت تا چه میزان بوده است. البته خوش بینی و بدبینی نیز نقش مهمی ایفا می کند. انسان هایی که در زندگی به خواسته های خود رسیده اند، انسان های خوش بینی هستند، افراد منفی باف نگاه ناامیدانه ای به زندگی دارند و به هیچ هدفی نمی رسند و انسان های زیاده از حد واقع بین، خود را در توانایی ها و داشته هایشان محصور می کنند و می ترسند یک گام به جلو بردارند. انسان های خوش بین توانایی های فردی خود را می شناسند و دائم دایره آن را گسترش می دهند و هر قدر توانایی داشته باشند یک گام دیگر به جلو برمی دارند. اغلب نرسیدن ها برای افرادی است که یا بدبین هستند و یا بیش از حد واقع بین به شمار می آیند.

 

 

 

اعتماد به نفس و هدفمندی در زندگی جوانانhttp://www.hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=3280&MagazineNumberID=4363&MagazineArticleID=35124
پدید آورنده : فرحناز فردوسیان ، صفحه 58

نقش خودباوری در موفقیت جوانان

یکی از راه های موفقیت، داشتن روحیه خودباوری است. خودباوری، یعنی ایمان داشتن به توانایی ها و استعدادهای بالقوه ای که خداوند در ذات انسان قرار داده است تا با اتکا و اعتماد به آنها به هدف های والایی دست یابد. از دست دادن خودباوری، موجب فلج شدن فکر و روح انسان می شود و آدمی را مأیوس و وابسته به دیگران می سازد.

گُبْدِن، سخنران معروف انگلیسی، پسر باغبانی بود که از کودکی او را به لندن فرستاده بودند و او در یکی از مغازه ها مستخدم بود. خیلی باهوش، شجاع، خوش اخلاق و پُرمطالعه بود. بیشتر وقت ها، معلمش او را از مطالعه زیاد بازمی داشت، ولی او اطاعت نمی کرد. پس از مدتی، وارد مسائل سیاسی شد و خود را وقف این کار کرد. می گویند اولین سخنرانی اش چنان بد بود که کسی نمی توانست بدان گوش کند، ولی او آن قدر تلاش و تمرین کرد که یکی از مشهورترین، قوی ترین و مؤثرترین سخنرانان انگلیس گردید.

امیرکبیر، آشپززاده ای بیش نبود. او از میان مردمی برخاست که رنج و فشار استبداد حُکام زمان خود را به خوبی چشیده بودند. تجربه ها و مشاهدات تلخ، از او مردی نیرومند و متکی به نفس ساخت.

بنابراین، آنچه فرد را به پیروزی نزدیک می کند، فقط بهره مندی از خانواده ای پیروز و موفق نیست، بلکه تلاش، اراده و خودباوری نیز از رموزی هستند که از درون فرد سرچشمه می گیرند و او را به قله های کامیابی رهنمون می سازند.

پیام متن:

1. خودباوری، یکی از رموز موفقیت.

2. نقش فرد در خودباوری.

خودیابی، عامل خودباوری

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

(حافظ)

منظور از خویش یابی، باور داشتن به همه ارزش ها، مفاخر، زیبایی های فکری و وجودی خود است. امام راحل، آن بزرگ منادی خودباوری می فرماید:

اگر خودیِ خود را بیابید و یأس را از خود دور سازید و چشم داشت بر غیر نداشته باشید، در درازمدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارید و آنچه انسان هایی شبیه به اینان به آن رسیده اند، شما هم خواهید رسید؛ به شرط اتکال به خداوند تعالی و اتکا به خود و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختی ها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از سلطه اجانب.

اقبال لاهوری نیز با گذشته اصیل خود، پیوندی ناگسستنی داشت و مردمش را در شبه قاره هند و دنیای اسلام به فردای روشن نوید می داد و آنها را به سوی حقیقت «خود» و شناخت «خودی» رهنمون می ساخت. او خودباوری را، اعتقاد به ارزش ها و آرمان ها و کوشش در راه تحقق بخشیدن به آنها می دانست.

برو ای خواجه خود را نیک بشناس که نبود فربهی مانند آماس

(گلشن راز، شبستری)

خودشناسی، همان خودآگاهی و واقع نگری به داشته ها و اندوخته های درونی خویش است که موجب افزایش خودباوری و اعتماد شخص به خود می شود.

این سخن نورانی حضرت امیر علیه السلام است که می فرماید: «مَن هانت علیه نفسُهُ فلا تَرجُ خَیرَهُ؛ از کسی که برای خود شخصیتی قائل نیست، امید نیکی مدارید».

کسانی که خود را حقیر می پندارند، گرفتار عقده حقارتند. این خصلت بیشتر در کسانی پدید می آید که در خانواده یا اجتماعی رشد یافته اند که عزت نفس آنان نادیده گرفته شده است و اکنون درصدد کسب هویت و عزت آفرینی برآمده اند.

حضرت علی علیه السلام خود فراموشی را یکی دیگر از آفت های خودباوری می داند و می فرماید:

«تعجب می کنم از کسی که به دنبال گم شده اش می گردد، در حالی که خودش را گم کرده است و آن را طلب نمی کند».

مولوی می گوید:

مرده خود را رها کرده است او مرده بیگانه را جوید رَفو

خود فراموشی، موجب خودباختگی می شود، در نتیجه، فرد در عرصه های مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و اقتصادی، قدرت اراده و تصمیم گیری را از دست می دهد که در واقع، این گونه افراد از خود بیگانه و تمام پیشرفت ها و کمالات خود را از بیگانه تمنا می کنند.

 

در زمین مردمان خانه مکن کار خود کن کار بیگانه مکن

امام راحل، فرموده است:

 

هیچ ملتی نمی تواند استقلال پیدا بکند، الا اینکه خودش، خودش را بفهمد و تا زمانی که ملت ها خودشان را گم کرده اند و دیگران را به جای خودشان نشانده اند، نمی توانند استقلال پیدا کنند.

و در جایی با بیانی دیگر گوشزد می کند که:

 

ما اگر [در] سفره خودمان نان جوین داشته باشیم، بهتر است تا در پارک های بزرگ زندگی کنیم، ولی دستمان به سمت بیگانگان دراز باشد.

آفتی نبود بتر از ناشناخت توبَرِ یار و ندانی عشق باخت

مسلمان بودن و داشتن ریشه های دینی و اسلامی؛ یعنی با اعتماد به نفس بودن و خود را کمتر از دیگران نپنداشتن، ارزش های خود را باز شناختن و پذیرفتن مسئولیت با رعایت ارزش های اسلامی و ملی و فرهنگی خویش، همچنین با ایمان به خدا و اتکال به او زندگی کردن.

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود

(حافظ)

آموزه های اجتماعی و تربیتی اسلام، بر مبنای خودارزشمندی و خودباوری شکل گرفته است و مفاهیمی چون عزت نفس، حرمت خود، علو همت، پایداری، شکیبایی، اتکال به نفس، خودشناسی، شناخت گوهر نفس و... از این قبیلند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «مَن جدَّ وَجَدَ؛ هر که تلاش کرد، یافت».

همچنین معصوم می فرماید:

اُطْلُبوُا الْحَوائِجَ بِعِزَّة الاَْنْفُسِ فَاِنَّ الاُْموُرَ تَجْری بِالْمقَادیرِ.

خواسته های خویش را با عزت نفس برآورده سازید، چرا که کارها جریان معینی دارند.

سخن حضرت علی علیه السلام نیز بر این امر صحه می گذارد، آنجا که می فرماید: «فَاِنَّ الْفَوْزَ الاَْکْبَرَ مَنْ ظَفِرَ بِمَعْرِفَةِ النَّفْسِ؛ هر که به شناخت خویش نائل شود، به بزرگ ترین رستگاری رسیده است».

و اگر خود را باور کنیم و بدانیم که ما صاحب غنی ترین مکتب و اندیشه ایم، پله های پیروزی و رسیدن به کمال را یکی پس از دیگری خواهیم پیمود.

پیام متن:

1. خود فراموشی یکی از آسیب های خودباوری.

2. خود تقصیری وسیله رکود و خود کم بینی.

عزت مداری در سایه خودباوری

عزت، به معنای ارجمندی، سرافرازی و گرامی شدن است. راغب اصفهانی می گوید: «واژه عزت، به معنای حالتی است که نمی گذارد انسان شکست بخورد و مغلوب واقع شود». در برابر عزت، ذلت قرار دارد که به معنای نبود حالت شرافت و عزت در آدمی است، به گونه ای که انسان به سادگی پذیرای شکست از دیگران می شود. در آموزه های دینی اسلام عزت، در داشتن ثروت و تجملات نیست، بلکه عزت، در بندگی، معنویت گرایی و رهایی از قید و بند شهوت و دنیاگرایی تفسیر می شود. بر همین اساس امام علی علیه السلام می فرماید:

اِلهی کَفی بی عِزّا أن أَکُونَ لَکَ عَبْدا و کَفی بی فَخْرا اَنْ تَکوُنَ لی رَبّا.

خدایا مرا این بس که بنده توأم و این افتخار مرا بس که تو پروردگار منی.

همه انبیا و رهبران الهی آمدند تا عزت مندی را در جامعه پرورش دهند و عوامل عزت زدا را از میان بردارند. در روایتی از امام صادق علیه السلام ارزش عزت مداری این گونه بیان می شود: «خداوند همه امور را به خودش [انسان] واگذار کرده است، جز آنکه اجازه نداده است که خود را ذلیل کند».

و پیامبر گرامی خدا، سلسله جنبان دین مقدس اسلام فرموده است: «لا یَنْبَغی لِلْمُؤمِنِ أَن یُذِلَّ نَفْسَهُ؛ بر هیچ مسلمانی جایز نیست که خود را ذلیل کند».

بنابر عقیده اسلام، انسان مؤمن منزلت والا و ارزشمندی دارد، چنان که امام صادق علیه السلام نیز بر این مهم اشاره دارد:

«اَلْمُؤْمِنُ یَکونُ عَزیزا وَ لایَکونُ ذَلیلاً؛ مؤمن پیوسته عزیز و سرافراز است و زبون نیست».

در حقیقت، انسان مؤمن در پرتو پیروی از رهبران صالح است که به خودباوری و اعتماد به نفس و عزت مندی نائل می آید و بر این اساس، امام سجاد علیه السلام اطاعت از رهبران عادل را موجب عزت می داند:

«طاعَةُ وُلاةِ الأَمْرِ تَمامُ الْعِزَّةِ؛ اطاعت از ولایت امر، عزت کامل می آورد».

خداوند در قرآن مجید مخالفت با رهبران دینی را سبب ذلت عنوان می کند:

إِنَّ الَّذِینَ یُحَآدُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُوْلَـئِکَ فِی الاْءَذَلِّینَ. (مجادله: 20)

در حقیقت کسانی که با خدا و پیامبر او به دشمنی برخیزند، آنان در (زمره) زبونان خواهند بود.

پیام متن:

1. پرورش روحیه عزت مندی در فرد و اجتماع، از برنامه های پیامبران.

2. پیروی از رهبران شایسته، گامی اساسی بر عزت مداری فرد و جامعه.

کار و تلاش، رمز موفقیت جوان

کار و کوشش در سنین جوانی، پیروزی و کامیابی را در آینده به ارمغان می آورد. بی گمان یکی از آفت های بزرگ جوانی، تنبلی و سستی است. تنبلی، بی حالی و بی حوصلگی، جوان را از درون تهی می کند. با مطالعه زندگی مردان بزرگ درمی یابیم که همگی اهل کار و کوشش بودند. حقیقت این است که بسیاری از آنها نابغه نبوده و تنها در سایه کوشش و پشتکار در برنامه های زندگی شان به چنان توفیقاتی دست یافته اند.

«الکساندر هامیلتون»، یکی از نوابغ دنیا می گوید: «مردم می گویند تو نابغه هستی، من از نبوغ خود خبر ندارم، فقط می دانم شخص زحمت کشی هستم».

پیشوایان دین اسلام هم کار و کوشش را عبادت خوانده و سربار اجتماع را از رحمت خدا به دور دانسته اند.

علامه امینی، صاحب کتاب ارزشمند الغدیر، برای تألیف این کتاب به کشورهای مختلفی سفر کرد. روزی در بازگشت از سفر هندوستان که حدود شش ماه به طول انجامید، از ایشان پرسیدند: هوای هندوستان چگونه بود؟ پس از اندکی تفکر پاسخ داد: من به دلیل اینکه همواره سرگرم مطالعه بودم، نفهمیدم هوای آنجا چگونه بود.

مرجع عالی قدر جهان تشیع، آیت اللّه العظمی بروجردی می فرمود:

یک شب که درباره یکی از مسائل علم اصول فکر می کردم و می نوشتم، چنان سرگرم مطالعه و فکر و نوشتن بودم که رنج بی خوابی را ملتفت نشدم. یک مرتبه صدای مؤذن به گوشم رسید و متوجه شدم که هوا دارد روشن می شود و از آغاز تا پایان شب سرگرم کار بوده ام.

پیام متن:

کار و کوشش، سیره دیرین پیامبران و بزرگان دین.

استقامت و پشتکار، رمز موفقیت جوان

استقامت و پشتکار، عاملی است که اگر با کار و کوشش همراه شود، بی شک انسان به موفقیت دست می یابد. چه بسا افرادی که در شروع هر کاری، روحیه ای تلاشگر دارند، ولی با دیدن نخستین سختی ها و ناکامی ها، خود را می بازند و از کوشش دست برمی دارند. جوانان بیش از دیگران در معرض آسیب های ناشی از دشواری ها هستند، بنابراین باید روحیه بردباری و پشتکار را در خود تقویت کنند. جوان در زندگی شخصی و اجتماعی خویش به موفقیت هایی می رسد که برخی از آنها در کوتاه مدت و پاره ای دیگر در دراز مدت به دست می آیند، بدین ترتیب جوان نباید به سبب طولانی شدن زمان دست یابی به موفقیت، دست از تلاش بردارد و پیروزی را دست نیافتنی بداند، بلکه باید با صبر و استقامت و بهره گیری از فرصت ها، پیروزی های کوتاه مدت را وسیله ای برای رسیدن به هدف ها و موفقیت های بزرگ تر قرار دهد.

فول بکستون، یکی از رجال بلندپایه انگلیسی، سطح هوشی بسیار عادی داشت، ولی از نظر کار بسیار پرتلاش بود. او رمز پیشرفت خویش را فقط پشتکار می دانست.

و چه زیبا گفته اند که:

پافشاری و استقامت میخ سِزَدْ ار عبرت بشر گردد
بر سرش هر چه بیشتر کوبی پافشاریش بیشتر گردد

در مورد حضرت آیت اللّه العظمی بروجردی گفته اند: ایشان از همان روزهای کودکی شیفته درس و مطالعه بود و تا آخرین ساعت های زندگی، این عادت را ترک نکرد. یکی از دوستان آن بزرگوار که در مدرسه بروجرد با وی درس خوانده بود، نقل می کند که «من هیچ گاه به خاطر ندارم آقا در مدرسه باشد و کتابی به دست نداشته باشد، همیشه کتاب ایشان باز و مشغول مطالعه بود. حتی روزهایی که درس تعطیل بود، گوشه ای را انتخاب می کرد و کتابی از جیب بیرون می آورد و شروع به مطالعه می کرد».

ابوجعرانه دانشمند بزرگ مسلمان که معروف است وی درس استقامت را از حشره ای به نام «جعرانه» فرا گرفته است، می گوید:

در مسجد جامع دمشق کنار ستون صافی نشسته بودم، دیدم حشره ای قصد دارد از آن سنگ صاف بالا برود و بالای ستون و کنار چراغی بنشیند. من از اول شب تا نزدیکی های صبح کنار آن ستون نشسته بودم و به بالا رفتن این جانور دقت می کردم. دیدم هفتصد بار از روی زمین تا میانه ستون بالا رفت و به زمین افتاد، زیرا ستون صاف بود و پای او روی آن می لغزید.

از کار این حشره فوق العاده در تعجب فرو ماندم. برخاستم و وضو ساختم و نمازی خواندم. بعد نگاهی به آن حشره کردم و دیدم بر اثر استقامت، شاهد مقصود را در آغوش کشیده و کنار چراغ نشسته است.

پیام متن:

1. استقامت و پشتکار، رمز موفقیت جوانان.

2. استقامت در سیره بزرگان.

نظم و برنامه ریزی، یکی دیگر از رموز موفقیت

تأثیر نظم بر زندگی انسان انکارناپذیر است. مسلم است جوانی که به امید موفقیت تلاش می کند، بدون توجه کافی به این عامل مهم، ره به جایی نخواهد برد. برنامه ریزی برای زندگی، حرکتی باارزش است که نظم در کارها و رفتار را در پی دارد. اسلام و پیشوایان دین نیز به آن تأکید کرده اند. امام علی علیه السلام در آخرین لحظه های زندگی، پیروان خود را به دو امر مهم و حیاتی سفارش فرمود: «أوصِیکُمْ بِتَقَوی اللّه ِ و نَظمِ اَمرِکُمْ؛ شما را به پرهیزکاری و نظم در کارها سفارش می کنم».

امام خمینی رحمه الله نمونه برجسته وقت شناسی و نظم و برنامه ریزی بود، به گونه ای که ایشان در نجف اشرف وقتی به زیارت حرم حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام مشرف می شد، مردم ساعت خود را با ورود وی به حرم تنظیم می کردند.

بوفون، درباره اهمیت نظم و ترتیب می گوید: «استعداد و هوش، اگر با نظم و ترتیب همراه نشود، سه چهارم نیرو و اثر خود را از دست می دهد».

ساموئل اسمایلز، نویسنده مشهور انگلیسی، درباره ارزش وقت می گوید:

مردان کاری، وقت را چون مال دانسته اند، ولی در حقیقت، وقت بهتر از مال، بلکه بهتر از علم و تندرستی است؛ چه آنکه اگر هر یک از اینها از دست برود، تحصیلش ممکن است، ولی اگر وقت گذشت، به دست آوردن آن محال است. مخفی نماند که وقت، هنگامی گران و عزیز است که منشاء کارهای خوب باشد. یکی از فواید وقت شناسی این است که انسان را از ارتکاب افعال قبیح باز می دارد. همیشه مردمان وقت نشناس و بی کاره منشاء شرارتند. دانستن قیمت وقت، انسان را به حفظ وقت مجبور می کند. هیچ چیزی مانند وقت شناسی اعتماد مردم را به انسان زیاد نمی کند، زیرا کسی که به محافظت وقت اعتنایی ندارد، قیمت آن را نمی داند، در این صورت تباه کردن اوقات مردم را سهل می پندارد و دروغ و خُلف وعده برایش آسان می شود. بدیهی است که در این صورت، اعتماد مردم از وی زایل می گردد. کسانی که وقت برایشان اهمیت ندارد، هیچ کاری را سر وقتش انجام نمی دهند. همیشه وقتی به کشتی می رسند که رفته است، وقتی نامه های خود را می نویسند که پست حرکت کرده است و ازاین رو، همیشه به پریشانی و اضطراب دچارند.

بنابراین، جوان برای رسیدن به پیروزی، باید با یک برنامه ریزی دقیق و منطقی برای استفاده بهینه از فرصت ها، تمام کارهای روزانه خود را انجام دهد و از بی برنامگی و بی نظمی که عامل رکود و آفت پیروزی است، به شدت بپرهیزد. گفته می شود موارد زیر، برخی از نتایج یک برنامه آگاهانه و منطقی است:

1. کارها با سرعت و دقت انجام می شود؛

2. کارهای امروز به فردا سپرده نمی شود؛

3. اعصاب و روان آدمی آرامش دارد و دچار اضطراب نمی شود؛

4. وقت انسان صرف کارهای بیهوده نمی شود؛

5. افکار آدمی نظم و انسجام بهتری می یابد و فرصت های تازه ای برای بعضی از کارهای برجامانده فراهم می گردد.

پیام متن:

1. بیان اهمیت نظم و برنامه ریزی.

2. وقت شناسی، عامل توفیق و کامیابی.

3. برخی از پی آمدهای مفید برنامه ریزی مطلوب.


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ توسط علی پورطالبی
تمامی حقوق مطالب برای همثانیه-------------------------همثانیه محفوظ می باشد